پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
پرسه در خاطرات
دیشب دلم گرفته بود هوای رفتن کرده بود
رفتن به گذشته ها گم شدن تو خاطره ها
رفتم تا دورترین خیال قدم زدم بیاده تو
پرسه زدم تو خاطرات دنبال رد پای تو...
پنجشنبه هفدهم آذر 1390
کابوس بی پایان
چه سخته از تو دل کندن محال بی تو دل بستن
یه لحظه بی تو تنهایی مرگ منه و جون دادن
چه سخته بگذرم از تو دوباره عاشق شم بی تو
حتی توی خیال خود کسی رو بذارم جا تو...
پنجشنبه دهم آذر 1390
خونه
خونه چقدر سوت و کوره دلامون از هم چه دوره
مثه خورشید و ستاره غریبه ایم ما دوباره
خونه چه تنگ و تاریکه مثه زندون مثه قفس
مثه شب بی ستاره تنها موندیم بی هم نفس...
پنجشنبه سوم آذر 1390
خسته ام
خسته از این همه فریب حوصله ای ندارم
واسه ی بی وفاییات حتی گله ای ندارم
خسته از اینم که نگات اینقده بی تفاوته
که تنها حرف رو لبات درد و غم سکوته...